بیحواس
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 14:03
پیش خانه ات رفتیم در خواب، مادرت بود،سلامش کردم هنوز مرا یادش بود.گفت، بالاخره لباست را بیرون دادی از توی شلوارت! اینجور خیلی بهتر است.خوابگاهت رفتیم حاضر زدی که با فلانی هستی و بعد رفتیم بیرون.انگار دلت برنج میخواست و من نمیفهمیدم. گفته بودی لای حرفایت ولی باز نمیفهمیدم. میفهمیدم چیزیت هست ولی نمی...
دلبر
-
تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 15:46
[unable to retrieve full-text content]من دیو تو دلبر دیو قصه آدم شد و دیو من دیو.
کن
-
تاریخ: 1402/9/13 ساعت: 22:11
چهل سال گذشته است و هنوزنمیتوانم زندگی را زندگی کنم آنجور که میخواهمشاید زیاده خواهم، شاید زیاده محتاط.تپش های قلبم خاموش میشود، جمله جمله ساکت در گلویم.قلبم گرفته است.برای خودم اشک ریختم. حقم است. آرزوهایم برای دیگران است، بگذار اشک هایم برای خودم باشد. گاه فکر میکنم چه قد ۰ به ۱۰۰ ساده است. یک نوا...
تیرماهی
-
تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 15:18
[unable to retrieve full-text content]تیرماهی است! ناز دارد. به جای همه نازهای نخریده،(به تو میگویم) میخرم این یکی را به نقد. (لبخند)
کتری قلبم
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 19:31
[unable to retrieve full-text content]آرزوهایم و احساسم برایت هواییست در کتری اماده جوش قلی میزند از اعماق قلبم، و با یک تکان گنده میلرزاند همه وجودم را.
یادت
-
تاریخ: 1401/4/14 ساعت: 21:53
[unable to retrieve full-text content]ایندیلا چه قد شبیه توست و چه خوب است که شبیهت را میبینم هر از گاهی...
تکرار
-
تاریخ: 1398/12/8 ساعت: 21:36
دیشب خوابت را دیدم.بی اختیار هرگز فراموشت نخواهم کرد.و بی اختیار مدام تکرار میشوم.
آرام باش
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:19
چه فرق میکند کوه باشی یا برگ اگر نگران فردایت نباشی تسلیم باش و هر چه خواهی باش. قدرت لزوما در محکم ایستادن نیست، رها کن خود را، به باد بسپار قدرت در اعتماد است اعتماد به باد، اعتماد به زندگی.xa0 نه بر
گرفته ام
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 17:20
[unable to retrieve full-text content]تنها ابر سیاه باران دار میداند چه قدر گرفته ام...
بی فصلی
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 17:20
صدای قدم های فصل رفته ارام ارام در گوشم محو میشود بی آنکه قدم های فصل نو را بشنوم. آه بی فصلی فصل نو است. بی فصلی برزخی است خالی میان دو درد. + نوشته شده در xa0دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa010:51xa0 توسطxa0احسانxa0 |xa0
اوایل شب
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 17:20
آنگاه که روز داغ آرام آرامبه نوازش نرم و آبی شب خنک میشودو شب بوهای نو مست لمس پرشهوت نسیم شبانه رابا لبخنده های عطرآگین جواب میگویند،تو ای زیبای منبگو کجای این شب آبی نشسته ایآنگاه که پرنده های کوچک شبفارغ از هر دانه و لانه عاشقانه ترین سرودها را با
راه
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 17:20
[unable to retrieve full-text content]کاش کسی بود که دستم میگرفت و راه راxa0 تا انتها با من می پیمود.
ای آدما
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 17:20
[unable to retrieve full-text content]آی آدم ها که خندانین چه زیبایید چه زیبایید
انتظار
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 17:20
اکنون حس جنینی را دارم که سال هاست هنوز به دنیا آمدن را در رحم مادر انتظار میکشد. مرده است آیا...؟ + نوشته شده در xa0یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa00:47xa0 توسطxa0احسانxa0 |xa0
مرگ
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 17:20
مرگ را باور نداشتم گمان میکردم خونی در رگانم جاریست جدا از دیگران که هرگز سر سردیش نیست با زمان زمانه گذشت.. قلبم سرد شد دستان تو شاید تنها تو شاید مرا به زندگی برگرداند. xa0 + نوشته شده در xa0جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعتxa01:4xa0 توسطxa0احسانxa0 |xa0
پریشان
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 17:20
[unable to retrieve full-text content]خاطرمxa0پریشان است و دست های تو دورxa0 تا شانه ای کشد...
پایبند
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 17:20
پایبندم هنوز به عهد خود با خویش به انتظاری که شاید عمری به طول انجامد... + نوشته شده در xa0یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa014:12xa0 توسطxa0احسانxa0 |xa0
سوار و اسب
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 17:20
بر اسبش پریدسرکش تر از اوو به تاخت سوی آفتابی در حال طلوع.چنگ باد وحشی در یال بلند اسبش.سوار گردن مخملینش را دست کشید.در تن گرم عرق کرده اشچیزی از آدم می یافتچیزی زندگی بخشچیزی باشکوه پس سم های آهنینش زمینبه هر کوبه ایفریاد میکرد رضایت خود راو خاک اف